کوری اعداد یا ناتوانی در حساب:

ناتوانی حساب کردن در افرادی که توانایی محاسبه کردن را به خاطر وقوع آسیب مغزی از دست دادند.

در سال 1974 کاسک "Kosc" از اصطلاح "محاسبه پریشی" برای نامیدن اختلال تحولی ریاضیات در تقابل با ناتوانی در حساب که توصیف کننده یک نوع نقص ریاضیاتی پس آسیبی و یا فقدان و از دست دادن توانایی کسب شده است، استفاده کرد. به اعتقاد او وقوع ضربه و آسیب به مراکز خاصی در مغز باعث اختلال در تواناییهای حساب کردن خواهد شد.

بعضی افراد دارای آمادگی های مادر زادی برای ریاضیات هستند.

تشخیص ناتوانی های حساب شامل تعیین این نکات است:

_ آیا بین توان بالقوه و میزان پیشرفت تحصیلی کودک در حساب ناهمخوانی قابل توجهی وجود دارد؟

_ تعیین و تشخیص انواع خطاهایی که کودک در محاسبه و استدلال حسابی مرتکب می شود.

_ تعیین عوامل دخیل و همبسته با ناتوانی حساب.

_ ایجاد و تحول یک فرضیه درباره ماهیت مشکل و سازماندهی یک برنامه.

عوامل دخیل در ناتوانی های حساب:

زبان، توجه، افتراق بینایی-فضایی، یکپارچه سازی، تکوین مفهوم و حل مسئله.

رویکرد تکالیف فرایند برای ترمیم مشکلات حساب:

1) انتخاب اهداف آموزشی

2) شکستن اهداف به خرده مهارت های عملیاتی

3) تعیین و تشخیص این که کدام توانایی های یادگیری تحولی در تکلیفی که باید آموخته شود وجود دارد.

4) در نظر گرفتن ناتوانیهای تحولی در سازماندهی آموزشی